پيوندهای جاودانه ۱

سلام سلام سلام...خب خوش اومدين به جشن ما...من اولين باره که ميخوام جشن بگيرم..البته اينقدرا هم خسيس نيستما...09.gif...تو عالم واقعيت تاحالا کلی جشن گرفتم 13.gif05.gif03.gif...اما خب تو اين عالم و دنيای مجازی اولين باره..اما مهمون داری خوب بلدم به خدا08.gif14.gif...باور ندارين ؟...خب به همه بگين بيان اگه اونا گفتن که نه هنوز بلد نيست منم قبول می کنم...البته جودی عزيزم نيست که اينجا کمکم کنه..نامرد همه رو تو مهمونيا کمک کرد حالا من و دست تنها ول کرده17.gif...تازه من هنوز نمی دونم تو آشپزخونش شربت و شکر و شيرينی ها و شکلات ها رو کجا قايم کرده...شايدم همش با خودش برده سفر16.gif32.gif...وای وای وای نمی دونين اينجا چه خبره...کسی نياد تو آشپزخونه که بازار شامه...اينجا شتر با بارش گم ميشه چه برسه به من...11.gif11.gif...خلاصه جونم براتون بگه که اينجا قمر درعقربه...اتاق پذيرايی رو نبينين تميزش کردم...اينجا خيلی شلوغه...اين جودی هم با اين خونه داريش..خيلی خب...ديگه بسه هر چی آبروش و بردم...ديگه بقی ی آبروش و تو نوشته ی بعدی می برم18.gif09.gif....بالاخره بايد تا آخر جشن مطلب واسه نوشتن داشته باشم ...نه؟04.gif...خب ديگه صفحه رو باز کنم که الان صدای مهمونا در مياد...الان شربت هم ميارم..رفتم از خونه ی خودمون آوردم می دونم که همتون تشنه هستين...الان شربت و از اين چيزا ميارم...اما اميدوارم که به طمع شام نيومده باشين چون غذا از فردا طبخ ميشه 32.gif...امشب شام حاضری داريم11.gif...راستش آخه من ميخوام تا فردا چندتا کتاب آشپزی بخونم بلکه بتونم غذا بپزم08.gif...هنوز بلد نيستم امشب هم شام املت داريم 04.gif18.gif...برای همين شماها خونه های خودتون شام بخورين خيلی بهتره...اوخ اوخ اوخ..مثل اينکه خيلی حرف زدم...بقيش و ميرم صفحه ی بعدی....البته سعی ميکنم چندتا شعر هم براتون بنويسم که کمی هم احساساتی بشين و به فکر خوردن نيفتين..وگرنه من ورشکست ميشم....حالا اينجا بنويسين تا صفحه ی بعدی....فدای شما.......

نيگا نيگا...ببينين تو فريزر چی پيدا کردم...وای وای وای...اين جودی کيکای جشن تولدش و نگه داشته که سال ديگه همينا رو به خورد شماها بده...جودی اين چه کاری بود کردی آخه..نيگا...اينهمه اونروز گفتيم به ما کيک بده همش يکی دوتا بيشتر نياورد گفت ديگه نيست...نگو بقيش نگه داشته واسه سال ديگه...ايناها..اين يکی رو ببينين ولی نخورينا بايد دوباره بذارم تو فريزر وگرنه ميفهمه لو دادمش...

ديدين..تازه اين نصفه نيمه رو نگه داشته...چی بگم من آخه...09.gif

ولش کن بابا داشتم دنبال شربت ميگشتم اين و پيدا کردما...وگرنه من اصلا فضول نيستم...

آهان اينم شربت...بفرماييد بفرماييد کمی تشنگيتون و رفع کنين...اما شب زياد نخورين..می دونين آخه بده آدم شب زياد بخوره...برای خودتون ميگما وگرنه شربت که زياده!....

خب ديگه فعلا بسه ديگه...بقيش و کم کم ميدم بخورين که پس فردا معدتون مشکل پيدا کرد نگيد که اون شب زياد خورده بوديم..من به فکر سلامتی شماهام...باور کنين...خب ديگه فعلا...خوش اومدين....از خودتون پذيرايی کنين..(اين اصطلاح و همه ميگفتن منم گفتم)....بفرماييد

/ 106 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهران

اِ اِ اِ !!!‌ لا اقل ماست هم بگذار تا مسموم نشیم !

سمانه تو

شب بخير ماری جونم....منم برم صفحه رو عوض کنم....فعلا همينجا بنويسين تا منم برم صفحه رو عوض کنم....

مهران

اما شربتش چسبید !‌

سمانه تو

آقا مهران کيک نخورين بابا من اين کيک و يواشکی از تو يخچال جودی برداشتم...بايد سالم بذارمش سرجاش فقط می تونين کمی از خامه هاش بخورين همين....اونم يه جوری که معلوم نشه هااااا..وگرنه از جودی کتک می خورم....

مجـــــتبي

از وبلاگ واله : به يک خبر مهم توجه کنيد از ساعت ۱۷.۳۰ تا ۱۹.۳۰ روز جمعه ۷/۶/۸۲ در سرزمين ليگ فوتبال ايران طوفان سرخ آغاز شد و اين طوفان سرخ يکی از آبادی ها « پگاه رشت » رو ويران کرده و تمامی چشمها رو خيره کرد و تا يکسال همه آبادی های ليگ ايران ميترسن که مبادا اين طوفان سرخ ديار آنها را هم در نوردد بخصوص آبادی استقلال که از الان سخت به وحشت افتادند واله خانم اینجایی.. میخوام با شما بحث کنم.. چرا این همه تعصب

مجـــــتبي

جودی خانم (سمانه تو ) واله خانم رو نديدين؟

///صادق

پندار بي تو بودن و سرسبزي/ - حتي براي يك نفس عمر-/ پندار خام كشته ديم است وخشكسال/ دل/ -اين بيقرار-/ چون خانه درغروب خزان تنگ ميشود///صادق/نميخواهی اين صفحه رو عوض کنی؟

///صادق

وقتي تو نيستي/ انگار شهر همه خاليست/ ره رهگذار را / - از وحشت سرايت طاعون/ از خويش رانده است/ با من كه خوابگرد غريبم/ يك در به روي پيك و پيامي گشاده نيست/ وقتي تو نيستي / من نيز نيستم ///صادق

سمانه تو

سلام آقا مجتبی...سلام به همه...صفحه ی دوم حاضره...بفرماييد

.....

اقا صادق شما چرا ؟.. میبینی!!..تغاری بشکنه ماستی بریزه* جهان گردد به کام کاسه لیسان*......