آنها تمام ساده لوحي يك قلب را با خود به قصر قصه ها بردند و اكنون ديگر <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />


ديگر چگونه يكنفر به رقص بر خواهد خاست


و گيسوان كودكي اش را در آب هاي جاري خواهد ريخت


و سيب را كه سرانجام چيده است و بوئيده است در زير پا لگد خواهد كرد


اي يار، اي يگانه ترين يار، چه ابرهاي سياهي در انتظار روز ميهماني خورشيدند.


انگار در مسيري از تجسم پرواز بود كه يكروز آن پرنده نمايان شد


انگار از خطوط سبز تخيل بودند آن برگ هاي تازه كه در شهوت نسيم نفس ميزدند


انگار آن شعله ي بنفش كه در ذهن پاك پنجره ها مي سوخت


چيزي بجز تصور معصومي از چراغ نبود!!!


 ( فروغ فرخزاد )




Forogh4.jpg

/ 68 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هلیا

سلام سمانه ی عزیزم ، پشت ميز ، کسی شبيه من ، با چشمانی پر ، به درخشش ستاره ها بر شب چشمان تو می انديشد و اتصال هر چه شعر و ترانه بر آسمان نوشته هايت ! آسمونی باشی نازنين

faraz

سلامدوست ناز....به اميدی که مهدی هميشه يارت و ما هم در کنارت.

do kabootare ashegh

سلام سمانه ما باز برگشتيم بيا پيشمون بای بای

داريوش

سلام ميلاد منجی بشريت را به همه دوستان تريک ميگم...خدا قوت...داريوش...

jodie/samaneye to

دوستان عزيزم واقعا از الطافتون ممنونين...ان شا الله که به همه ی آرزوهای قشنگتون برسين...به حق همين روز عزيز اميدوارم که هيچ وقت گرد غم به دلهای نازنينتون نشينه....فدای همه شما...سمانه تو

jodie/samaneye to

واقعا از الطافتون ممنونم...(اشتباه تایپی بود)...فدای شما...

mehrdad

می شکنم ائينه رو باز دوباره . ائينه می شکنه هزار تيکه ميشه .اما باز تو هر تيکه اش عکس منه . روز ا به هم ديگه فرقی ندارند . بوی کهنگی ميدن تموشون ..خاک پا . م. شيدا////////////////

mehrdad

من ترا زيسته بودم ائينه .. تو مثل زلال اب ميمونی . ميخوام تو دلت خونه کنم ...ميشه ؟ مهرداد/////////////

mehrdad

از اون چيزی که قسمتم نيست هميشه حرف ميزنم . يک بار ديدنت و يک روز حرف زدن با تو . ارزوست مرا ....م/ شيدا/////