تقديم به هيلدای مهربانم و حميد عزيز.....

زيباترين حرفت را بگو
شکنجه ي پنهان سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگويند
ترانه يي بيهوده مي خوانيد.-
چرا که ترانه ي ما

ترانه ي بيهودگي نيست.
چرا که عشق حرفي بيهوده نيست.
حتي بگذار آفتاب نيز برنيايد
به خاطر فرداي ما، اگر بر ماش منتس است...
چرا که عشق،

خود فرداست.
خود هميشه است....


به اميد اينکه آسمون عشقتون هميشه آبي آبي باشه....

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جودي

قاصدک جون سلام، خوبي عزيزم.... مرسي از اينکه اومدي..... جودي

هادی

دلا نزد کسی بنشين ،که او از دل خبر دارد....بزير آن در ختی رو که او گلهای تر دارد....در اين بازار عطاران ،مرو هر سو چو بيکاران ....بد کان کسی بنشين که در دکان شکر دارد....بهر ديگی که می جوشد مياور کاسه و منشين....که هر ديگی که می جوشد درون چيز ديگر دارد

بارون

dobare salam.....khobi......hameshe dost daram beyam beshet ....kash man ham mesl to.....bekhiyal..delam gerefte ,....khayli

مهتاب(دخی. آسمون پر ستاره), ///صادق(عمو)

مي خواهم برگردم...مي خوام زندگي ام را در صندوق كوچك اسباب بازي خاطراتم پنهان كنم...ميخوام كه باز براي رسيدن به قطره اي آب كوير ها را بدوم و براي نوشيدنش نام <خدا> را بر زبان بياورم...

Hamid-Hilda

من گاهی نگرانم،من می ترسم دنيا آنقدر کوچک شود که قلبهای زلال عاشقان در آن نگنجد و شعرهای حافظ بين زمين و آسمان سرگردان بماند.اگر چه می دانم هر کلمه از آن می تواند سنگهای فرسوده را بدل به گياهی شاداب کند.من گاهی نگرانم،آنقدر نگران که فکر می کنم همه دردها با من قهرند و پلک همه پنجره ها پايين است.فکر می کنم شقايقها پشت پرچين سکوت نشسته اند و پروانه ها ديگر به خيابان نمی آيند.من گاهی نگرانم که نتوانم آخرين سطر نامه ات را بخوانم و تازه ترين شعرم را به تو هديه کنم.نگرانيها و دغدغه هايم را برای تو می گويم؛چون می دانم با نگاه تو آرامشی دلپذير سراپايم را فرا می گيرد...جودی نازم سلام...خانومی شما وبلاگ داشتيد و به ما نگفتيد؟ من از وبلاگ ساناز به اينجا رسيدم، تولد وبلاگ زیباتون را بهتون تبریک می گم،از اينکه اين همه به من و حميد مهربونم لطف داريد ازتون ممنونم.اميدواريم که هميشه و در همه حال شاد و سرشار از انرژی باشيد.

بهار

سلام اي چلچراغ آفتاب دوستی!کلبه جديدت مبارک!فقط بهار را کم داشت!؟شوخی کردم !صفای خودت از صفای صدتا بهارهم دل انگيز تر است. هر بهار از نثار ابرهای مهربان ...ساقه ها پر از جوانه ميشود...هر جوانه ای شکوفه می کند ...شاخه چلچلراغ می شود!

ماهی سياه کوچولو

سلام!از کران تا به کران!سبزی و سرکشی سروی نيست!وز گله يخ؛حتی؛اثری در بغله سنگی نيست!اينهمه بی برگی؟اينهمه عريانی؟چه کسی باور داشت!...دله غافل اينک!تويی و تماشاگه پاييز که ميريزد برگ!........باز می ريزد برگ!........هميشه شاد بمانی!....مهم يادی ست که می ماند!نه؟......بايد ترانه را خواند ؛راست می گويی نازنينم.....وقت عجيب تنگ است!......تا بعد!

azimi

سلام دختر گلم هميشه شاد شاد باشی....محمدعظيمی

نيما

سلام هيلدا عزيز مدتي كه از شما بي خبرم اميدوارم كه أسمون قلبت هميشه أبي باشه

نيما/ل

هيلداي عزيز من هميشه نغمه هاي شما رامي خواندم ولي مدتي است كه از شما بي خبرم دوستدار شما نيما /ل