تقديم به مونای مهربونم (م.ماهی سياه کوچولو)....

( دوستت دارم ) را
من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام !
***
اين گل سرخ من است !
دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق،
كه بري خانه دشمن !
كه فشاني بر دوست !
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !
در دل مردم عالم، به خدا،
نور خواهد پاشيد،
روح خواهد بخشيد .
تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو !
اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،
نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !
دوستم داري ؟ را از من بسيار بپرس !
دوستت دارم را با من بسيار بگو !

موناي عزيز و مهربونم، خيلي خيلي خيلي دوستت دارم و به خاطر کاري که کردي واقعاً ممنونم خيلي خوشحالم از اينکه تولدم رو يه ماه زودتر تبريک گفتي، فکر نمي کردم يادت باشه.... براي من همين کافيه که دوست عزيز و گلي مثل تو دارم..... ماهي سياه من خيلي دوستــــــــت دارم..... امروز يکي از روزهاي قشنگ زندگيمه........... فداي تو.... جودي

/ 7 نظر / 5 بازدید
saghi

با تو بر می خیزم ..غزلی می ریزم..پر پروازم را ..از تو می آویزم...

saghi

من بی قرار و تشنه پروازم تا خود کجا رسم به هم آوازم.از ما بگو کجاست؟آنجا که زیر بال تو در عالم وجود..یکدم به کام دل بالی توان گشود..شعری توان سرود....

saghi

آرزوهای مرده را مانم/خانه ی آب برده را مانم/رخت بر بسته گرمی از جانم/خون در رگ فسرده را مانم/شوره زار است و در دل مرداب/طایر جان سپرده را مانم/همچو برگ خزان ز سیلی باد/ورق باد برده را مانم/آهوی وحشیم که وقت گریز/ تیر صیاد خورده را مانم/گرچه عمر صفا شمرده گذشت/نفس نا شمرده را مانم

هادی

گاه می انديشم می توان سخت گريست....می توان رنگ سپيد روی هر ديده کشيد.....می توان در پی اين رنگ و درنگ .....بچه شد ساده شکست و به پای همه ريخت

samira

خاتون ..كلام تو سنگ را آب مي كند.خواب را خواب و ايوان را پر از مهتاب.در كلام خود شناوري چون شكوفهُ سفيد ماه در چشمه..بيان خويشتني..چون فواره اي كه در حوض نقره..تو را در كلامت مي چينم..تو را در كلامت مي بويم...خاتون تو مي تواني..ميان شاخ و برگ قصه ها پرنده وار بخواني ..تو مي تواني آتشي را به آتشي ديگر خاموش كني..تو مي تواني از ما بلا بگرداني..مرگ چنان گوش به قصه ات مي سپارد..كه از كار خويش باز مي ماند.همیشه خوب و خوش باشی عزیزم .. من هم مونا رو خیلی دوست دارم .

شهر غم

همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها

ماهی سياه کوچولو

سلام....ممنون........فراموشم نمي شود....نه عطرها...نه چشمها...نه جاي خيسه نگاه ها و نه طرح يکه ي خيرگي همه نامها بر پيکر کوچکه قلب ها....نه!فراموشم نمي شود.....قول مي دهم.....همين دور مي ايستم ....دستهايم را گره مي کنم....نگاهم را مي دوزم ....و آرزوهايتان را دعاگونه تکرار مي کنم....مي شمارم....فرياد مي کنم....مي بوسم و به دسته اولين نسيم سفارش مي کنم و تا رسيدنشان چشم به راه مي مانم....کاش لبخندت هيچ وقت محو نشود.....باز هم ممنون(: