به گل سوگند که زيبايی حضورت...جهان را بی نشان می کند

بيا ! که رايت منصور پادشاه رسيد

نويد فتح و بشارت به مهرو ماه رسيد

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت

کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد

سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد

جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسيد

ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن

قوافل دل و دانش ... که مرد راه رسيد

عزيز مصر بر غم برادران غيور

ز قعر چاه برامد... به اوج ماه رسيد

کجاست صوفی دجال فعل و ملحد شکل

بگو بسوز... که مهدی دين پناه رسيد

صبا بگو که چها  بر سرم در اين غم عشق

ز آتش دل سوزان و دود آه رسيد

ز شوق تو شاها بدين اسير فراق

همان رسيد کز آتش به برگ کاه رسيد

مرو بخواب که حافظ به بارگاه قبول

ز ورد نيم شب و درس صبحگاه رسيد

از اونجايی که زبان ما در تبريک اين روز مبارک الکن است....از زبان حافظ شيراز اين شعر و براتون انتخاب کردم...هرچند حق مطلب را فقط خالقش ميداند و بس...

                                                                                            همين

/ 63 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
?سميرا؟

سلام به جودی عزيز و سمانه چی بگم هر چی بگم فايده نداره غم عالم توی قلبم جاگرفته............

بهار

سلام...من سر بزير و خاموشم مانند آبم! تو چی دختر دائی ؟

mehrdad

ممنون جودی عزيز که سر زدی بلاخره این داداش تنهاتو فراموش نکردی .ممنونم ميدونم که حسادت دوستانه ای شما دوتا باهم داريد .سمانه هم دست کمی از تو نداره .حالا ببين در جوابت چی می نويسه ..خاک پا/م/ شيدا/////////////////

آرامش

سلام / جودی جان يه زحمت بکش آدرس ايميلت رو ۲ باره ایمیل کن لطفا / در ضمن ببخش که دير به دير ميام / اما هميشه ميام

هلیا

سلام سمانه خانوم خوب و يکم بی معرفت ! سرت شلوغه ما رو يادت رفته ؟ از شعری که نوشتی لذت بردم ... بهترين ها را برايت آرزومندم

پائیزآبی

سلام جودی عزيزم خوبی ؟ ديگه به ما سر نمی زنی ، شعر خيلی قشنگی بود مرسی و اميدوارم هميشه خوش باشی .

محمد/ماری

سلام .. زنگ زدم يه تريلی ۱۸ چرخ بياد تا صفحه ی سنگينتون رو بکشه و باز کنه... بابا اين چه وضعيه؟؟؟؟؟؟

ماهی سياه کوچولو

گاهی دلم می خواهد بلند بپرسم چه طوری....؟....و من از صدای خنده ای مست تر شوم..........// نم نم كه مي بارد ياد هر كه رفته است را با خود مي آورد. تندتر كه مي بارد يادها را دور مي كند. بي امان كه مي بارد هر چه در ياد بوده است را مي شويد و با خود مي برد تا خاطرت خيس شود از خالي بودن. اين گونه اما كه مي بارد بي وقفه و پيگير و شب و روز , هر چه بوده است را مي آورد و مي آيد و مي رود و شسته مي شود و باز مي گردد. و تو مي ماني و هر چه گمان مي كردي ديگر نيست. تو مي ماني و باراني كه مي بارد تا تو بماني.........تو و تو و تو................////خوبيد؟............

edvard

سلام ۶۱ کامنت انقدر زياد است که برای نوبت به نوشتن ما شب ميشه به هر حال قشنگ است و موفق باشی به ما هم سر بزن//

Saghar

سلام جودی بلا!!!! الآن برات ايميل ميدم. بعدا چک کن. به سمانه جون هم سلام برسون