* مرتیکه حالا خوبه شق­القمر نکرده، مثلا دو سال رفته آلمان درس خونده (تو این دوسالم همش اینجا بود به جان خودم) که فوق­لیسانسش رو بگیره، تازه می­گن پایان نامه­اش رو هم  یکی دیگه براش نوشته (من نمی­دونم، گردن اونایی که می­گن) دهن ما رو سرویس کرد بسکه اومد از اکسپت­ایشن و پرزنتیشن یه دونه مقاله­اش حرف زد و پزش رو داد (به من چه، خودش یه ایشن به همه چی اضافه می­کنه از وقتی برگشته).. 

 * انقده لجم گرفته بود از اونایی که دور اول انتخابات رفتن رای دادن و دور دوم بی­خیال شدن و می­گفتن فایده نداره.. پس چرا طرفداران جبهه مقابل این حرفا رو نمی­زنن و همیشه حضور مستمر دارن در صحنه­ی انتخابات و تصمیم­گیری.. و بیشتر از همه اونایی منو عصبانی می­کنن که میان رای بدن بعد برگه­ی انتخابات رو می­گیرن خط خطی می­کنن و می­اندازن توی صندوق.. یکی نیست بهشون بگه مریضید؟ لابد فکر می­کنن خیلی بامزه­ان 

*  عصبانی­ام خب.. خشن شدم الان میدونم..

/ 1 نظر / 3 بازدید
مریم

حالا شما اول هفته تون رو با عصبانیت شروع نکنین ... بعدشم اون لوگوی شما که نشونش می ده لابد توی حافظه ی کامپیوترت مونده که نشونش می ده من الان که اینجام نمی بینمش:(