به ساحل افتاده گفت:
گرچه بسي زيستم هيچ نه معلوم شد، آه كه من
كيستم؟
موج زپا رفته اي تيز خراميد و گفت:

هستم اگر مي روم ور نروم نيستم!



/ 1 نظر / 4 بازدید
msheyda .persianblog .com

دريا ....همان دريای خرو شان نگاهت بود ... .وحکومت خورشيد همچنان ادامه دارد ....قايقرانان صبور دريا .مهمان لحظه های تنهايی من ..از افق گذشته ام وتا مهتاب خورشيد را همراهی می کنم / م / شيدا/////به قربانت ...