امتحانا چند روزیه که تموم شدن رفتن پی کارشون

اصلنم برام مهم نیست که نتیجه­اشون چی بشه.. خوب یا بد.. پاس بشن یا نشن

فقط این روزا زیاد حوصله ندارم، همش­م یه بغض گنده­ی بد دارم و تا تقی به توقی می­خوره اشکام گوله گوله می­ریزن پائین

دلمم می­خواد فک و فامیل مامانمو ترور کنم بسکه رو اعصابم راه می­رن.. یعنی من سالی یه بارم که می­بینمشون تنها موضوع مورد بحث فقط و فقط مربوط میشه به اینکه چرا من ازدواج نمی­کنم، و اینکه سنم داره می­ره بالا و به فکر خودم نیستم و تنها میمونم و از این حرفا..

 

 

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

سلا جودی خانوم وبلاگ ساده و قشنگی داری چطوری می شه آرشیوتو دید؟

دختر نقاش

خب پس فردام که ازدواج کنی همین آدما میان می گن سنت داره می ره بالا ، بچه تون کو ؟ اصولآ مردم تز زیاد می دن. تو چرا گریه ت شده حالا ؟ من پیشنهاد می دم یه برنامه ی کویر بزاریم . تنها چیزی که میشه دید و لذتش رو برد..

مکین

یه گوش در یه گوش دروازه که بلدی که مادر! همون.

بانوی ماه و آب

سلام دختری . بابا این حرفای خاله زنکی رو بی خیال ... مرسی بابات اس ام اس . شارژ نداشتم جوابت رو بدم . عزیزی [ماچ]

بهداد

سلام جودی جان خوبی یکی از ارزوهی پدر و مادر سر سامون گرفتن بچه هاشون هست انشالله در امتحانات قبول بشی [گل]

حسین

من فکر میکردم فقط خودم به امتحانات و درس بیش از حد اهمیت میدم !!! ظاهرا تنها من اینطور نیستم !!![گل]

شب نویس

بهشون بگو ما قدیمیا به هر چیزی وفاداریم. مثلا از یه بقالی همیشه ماست میخریم. از یه قصابی گوشت میخریم. یه دکتر رو برای هر دردی میریم و اون بقالی که همیشه میری ازش چس فیل میخری شوهر نداره تو دست و بالش و تازه به تنهاییتم وفاداری. بهشون بگو چس فیل!!!

پریسا

اگه دلت بهت میگه که ترورشون کنی ..ترورشون کن[چشمک]

عطیه

خب ملت کار دیگه ای ندارن ؟ در هر مرحله ای یه حرفی دارن .. تا درس میخونی ، چیم یخوای قبول شی؟ قبول نشی چرا نشدی ؟ بشی کی تموم میشه ؟ درس تموم میشه مبحث شوهر باز میشه.. شوهر کردی ؟ چرا نکردی ؟ نمی کنی ؟ اوا فلانی ؟ چرا بهمانی نه ؟ ازدباج می کنی میرسی به بچه : نمیاری ؟ چرا نه ؟ نازایی ؟ حالا بچه رو میاری ، یه دونه فقط ؟ تک زایی ؟ یکی بیار این تنها نباشه ... دو تا میاری ، خودت خواستی یا ناخواسته ست ؟ به سه تا برسه ، چه خبره ؟ جوجه کشیه مگه ؟ . . . . ای بابا تا وقت مرگ باید سوال جواب پس بدی جودی خب ! بی خیـــــــــال که... [بغل][نیشخند][ماچ]

ساروی ریکا ...///

به به ...می بینم از قدیمی ها قدم رنجه میکنند اینجا ... ما هم دلمونو خوش می کنیم اینجا می بینیمشون دیگه ...ما رو که همه فراموشیدند ...در مورد حرف دیگران هم جودی عزیز بهتر اینه که اهمیت ندی ...تا باعث ناراحتی اعصابت نشه ...بی خیالی طی کردن هم یه عالمی داره خودش ...ما مخلصیم و همیشه هم بیاد عزیزان گذشته های نه چندان دور ...اهورایی و مانا باشی .../// راستی آدرس جدید وب herasita رو نداری ؟