تقديم به تقدير هميشگی خاطره ها

اينم يکی از دلنوشته های خودمه...اميدوارم که خوشتون بياد:

در جزيره ی خيال تو...

زير باران نگاهت خيس شدن را دوست ميدارم...

وقتی تو...اينجا...همين نزديکيها باشی...

چه احتياج به باران و ابر...

آبی ِچشمهای تو کافيست...برای بارش ِهميشگی ِچشمانم !...

وقتی تو اينجا باشی...

زيباست...آرميدن ِطوفان ِچشمانم...در بازوان ِنگاه ِتو...

به خاطر ِاين هميشه طوفانی...برگرد !

قلب ِمن تا ابد نوازنده ی موسيقی ِچشمانت خواهد بود...خواهد ماند!...

نترس اينها که مينويسم...شعر نيست...

آشفتگی ِکلمات است...

بمان!

بمان و برای آشفتگی ِدلم موسيقی بساز...

بگذار من تا ابد ميان ِ نوای موسيقی ِتو سرگردان بمانم!...

آشفتگی...ميان تارهای ساز ِتو و ...آواز ِتو...

عشق...همين است عزيز دلم !...

انگشتان ِتو در گيسوان ِساز...

کليدِ رهايی ِمن ِهميشه در قفس ِخيال ِتوست...

بنواز تا پرواز...

                                                                             سمانه تو                  

/ 71 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Ali&rooya&همسفر عشق.

گرعهد ببستند و گسستند چه باك است/ پيمانه‌ي پيمان شكني را بشكستيم/ گر عشوه‌گري كرد گل و خار به ما داد/ غم نيست كه ما دل به قشنگيش ببستيم/ گر كوبه‌ي غم مي‌خورد اكنون به در ما/ گو خير قدومت كه در كلبه نبستيم/ ما شاد ز آزادي خويشيم كه بي‌خويش/ از خاك بر افلاك رسيديم و نشستيم//./سلام.خوبی..منتظر حضورت هستيم

aida

سلام قرارمون شد روز چهارشنبه ساعت ۵ تا ۷ خيابون ويلا نبش ورشو ساختمان مرکز مشارکتهای مردمی لطفا تا دوشنبه خبر بده که ميای يا نه فکر کنم آدرس بلاگ محمد رو داشته باشی فقط لطفا به دوستتون هم بگين چون من آدرسش رو ندارم . نوشتتون هم زيبا بود

محمد/ماری

همه ی ما در کنار هم و در يک موکب به سوی ذات الهی خويش در سفريم . اگر يکی از ما در راه بلغزد ؛ عبرت کسانی است که در راه پشت سر ما در حرکتند ؛ تا پايشان در همان راه نلغزد ... و همچنين توبيخی است برای آنها که پيش از ما از آن راه گذشته اند و آن سنگ را از مسير ما برنداشته اند......

محمد/ماری

سلام سمانه جون... دختر يه چيز جالب... روزنامه ی ياس نو ديروز عکسمون توی صفحه ی اولش زده شده... بدو ببين .

ستاره سحر/شیفته

سلام ..کجاييد ؟ کم پيدا شديد هاااااااااااااا.............. /////// لحظه ي ديدار نزديك است / باز من ديوانه ام ، مستم/ باز مي لرزد ، دلم ، دستم/ باز گويي در جهان ديگري هستم/ هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را ، تيغ / هاي ، نپريشي صفاي زلفكم را ، دست/ و آبرويم را نريزي ، دل / اي نخورده مست / لحظه ي ديدار نزديك است ...

Ahmad

سلام...ابرها کنار خواهند رفت و خورشيد نگارآفرين بيرون خواهد آمد و معشوق را از خفی بيرون خواهد کشيد..فقط بايد صبر کرد تا نسيم شمالی به دل شما بوزد....به اميد روزی که دلها خالی از پرده باشند..يا حق.

يوسف و يلدا (change the world)

غصه،درد،ظلم،ستم،خودبينی،انحراف،دروغ...::تاکی؟::آه...کاش اين کلمه ها وجودنداشتن...::يعنی میشه باپاکن اين کلمه هارو پاک ونابودکرد...؟؟::ولی کجاست اين پاکن؟؟::شايداگه اين کلمه هابامدادسياه نوشته نمی شدن نيازی به پاکن نبود...!!::بيايين دنياروعوض کنيم؛همــــــــــه باهــــــــــم:::آپديت شد،سربزنين...يک دنياخوشحال ميشيم....لحظه لحظه های زندگيتون سبزوآبی::يوسف

mehrdad

سکوت سر شار از نا گفته هاست ميدونم . برای من هم نميشکنی اين سکوت ميخوام بدونم عزيز //////////////////

mehrdad

صدا کن مرا .... صدا کن مرا .... صدای تو گل تنهايی من . به ياد کودکی لالايی من. دل غمگين تو در دست من بود .به دست ديگری افتاد و گم شد .سيه زنجير گيسوي بلندت .پريشان شد زدست باد و گم شد .نه من با توام . نه تو با منی . حريق جنگل از خاکسترم کن. نمی خواهم بمانم پرپر از تو .صدا کن مرا ... صدا کن مرا / خاک پات / مهرداد /////

mehrdad

حالا چرا بعضی از پيامها ی منو پاک کردی ؟.تو معلومه چته ؟.بهونه بی بهونه درس دارم و دانشگاه دارم سرم نميشه بچه درسخو ن شب امتحان هم ميره سینما من که اينجوری بودم...اصلا ميدونی چيه خودم ميام اونجا و با کتک کاری ميارمت اينجا که اپديت کنی جودی های.......بدو اين دختره اجاره وبلاگ رو نميده .من يکی شاکی شدم . مهرداد//////////////////