تقديم به مهرداد عزيز (م.شيدا) و دل مهربونش که تو مهمونی حامد هوای وطن کرده بود.
- يه ديواره، يه ديواره، يه ديواره
يه ديواره كه پشتش هيچي نداره
تا که ديوارو پوشيدن سيه ابرون

نمي آد ديگه خورشيد از توشون بيرون


- يه پرنده س،يه پرنده س، يه پرنده س
يه پرنده س كه از پرواز خود خسته س

گل بالش رو بستن دست ديروزا
نمي آد ديگه حتي به يادش فردا

يه روز يه خونه اي بود که تابستونا
روي پشت بومش ولم مي شد خورشيد
درخت انجير پيري که تو باغ بود
همه ي کودکيهاي مرا مي ديد!

- يه آوازه، يه آوازه، يه آوازه
يه آوازه كه تو سينه ام شده انبار
يه اشكي كه مي چكه، روي گيتار

به اين ها عاقبت کي گيرد اين کار


- يه مردابه، يه مردابه، يه مردابه،
يه مردابه توي تن از فراموشي
يه چراغي كه ميره رو به خاموشي

نگردد شعله ور بيهوده مي كوشي..........