پيوندهای جاودانه ۵

سلام به آقايونی که خسته از کار اومدن به منزل ما مهمونی برای صرف ناهار...و خانومهايی که دعوت من و پذيرفتن...


خوشحالم که در خدمتتون هستم...بفرماييد ميز و چيدم...بفرماييد


 


ـــــ‌‌ آشپز باشی !....


ـــــ بله؟


ـــــ آشپز باشی !.....


ـــــ بله؟


ـــــ وقت ناهار کی باشی؟....


يادتونه؟...اينم ناهار بفرماييد تعارف نکنين...بفرماييد غذا از دهن ميفته...بعدا برای بقيه دوباره سفارش ميدم...اونايی هم که خيلی دير بيان بايد غذای سرد شده بخورن...بفرماييد ديگه من تعارف نکنما...اينجا خونه ی خودتونه...راحت باشيد...اگه کمی کسری هست به بزرگی خودتون ببخشيد...




بازم هست تعارف نکنين غذا زياده...ميوه هم هست..بعد از غذا ميل کنين...



 


فعلا همينا رو بخورين تا بقيش و بيارن....


فدای شما


خوب اينم يه غذاي ديگه.... تعارف نکنيد...