پيوندهای جاودانه ۲

نه پيامی نه اميد گذر نامه بری

کيست کز گمشده ی من برساند خبری؟

چون تو رفتی همه جا خلوت خاموشان شد

نيست در کوچه ی ما زمزمه ی رهگذری

تا که پرواز کننم سوی تو با نغمه ی عشق

چه شود گرکه ببخشند مرا بال و پری؟

به تن خسته ام ای جان سفر کرده بيا

که همه شب منم و ياد تو وچشم تری

راه ما دور ؛ دلم با غم تو نزديک است

وين دل غمزده جز ناله ندارد هنری

نه شگفت است اگر مرغ دلم ناله کند

نيست از سينه ی تنگم قفس تنگ تری

برگ برگ تنم از باد خزان ميلرزد

زير خاکستر من خفته دل شعله وری

درد بايد که سخن زنده بماند جاويد

ورنه از شاعر بی درد نماند اثری

 

فدای دل عاشق همتون بشم....خوش اومدين به اينجا...از خودتون پذيرايی کنين تا بيام...فدای شما