خدايا،
آتش مقدس شك را
آن چنان در من بيفروز
تا همه ي يقين هايي را كه در من نقش كرده اند، بسوزد.
و آن گاه از پس توده ي اين خاكستر ،
لبخند مهراوه بر لب هاي صبح يقيني،
شسته از هر غبار، طلوع كند.
خدايا،
به هر كه دوست مي داري بياموز
كه عشق از زندگي كردن بهتر است،
و به هر كه دوست تر مي داري، بچشان
كه دوست داشتن از عشق برتر!
خدايا،
به من زيستني عطا كن كه در لحظه مرگ،
بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم.
و مردني عطا كن كه بر بيهودگي اش، سوگوار نباشم.
بگذار تا آن را من، خود انتخاب كنم،
اما آن چنان كه تو دوست داري.
چگونه زيستن را تو به من بياموز،
چگونه مردن را خود خواهم آموخت!

دکتر علی شريعتی