آري
تا شقايق هست زندگي بايد کرد.
در دل من چيزي است، مثل يک بيشه ي نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم که دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورهــا آوائـــــــــــي اسـت کــه مــــــــــرا مي خــــــــواند............