بروز آشفتگی در هیچ خانه‌یی ناگهانی نیست، بین شکاف چوب‌ها، تای ملافه‌ها، درز دریچه‌ها و چین پرده‌ها غبار نرمی می‌نشیند، به انتظار بادی که از دری گشوده به خانه راه بیابد و اجراءِ پراکندگی را از کمین‌گاه آزاد کند. 

 

خانه‌ی ادریسی‌ها / غزاله علی‌زاده

 

 

از دیروز ایمیلم باز نمی‌شه، نه جی‌میل نه یاهو

حالا نمی‌دونم این مشکل از کانکشن منه یا که اینترنت رو بگا دادن یه جورایی

 

 

اوه اوه چه‌همه گرد و خاک؟ عمراً بتونم از پس تمیز کردن‌ش بربیام اونم دست تنها، حالا دست تنها که هیچ حساسیت به گرد و خاک‌م رو چه کنم؟

والا خیال هم ندارم وایسم به تمیز کردن‌ش، اومدم یه چیزی از تو انباری بردارم گفتم یه سر به اتاقای خونه زنم ببینم چه خبره.. خونه که چه عرض کنم بیشتر شده شبیه خونه‌ی ارواح، آدم خوف برش می‌داره، جرات نمی‌کنه پا توش بزاره.. ماشالا هیچی هم که ازش نمونده، نه لینک وبلاگا نه اون لوگوی قشنگ اهدایی از طرف مریم (مریم اگه اینجا رو خوندی، دخترم یه نیگا بنداز ببین چه بلایی اومده سرش، قربونت دستت ننه :ی)

همینا دیگه

فعلنی

 

اعصاب نمونده برام، از صبح هی خودمو به در و دیوار کوبیدم و هر راهی که بلد بودم یا بچه­ها پیشنهاد دادن رو امتحان کردم برای وارد شدن به گودر اما نشده، فک کنم خیلی­هامون موندیم پشت در.. فعلا از وبلاگ کتایون بعضی خبرها رو پیگری می­کنم.. اما این بی­خبری داره دیوونه­ام می­کنه، داره دیوونه­امون می­کنه. اگه راهی بلدین پیشنهاد بدین

 

 

...:: لینکستان ::...
....:: آرشیو ::....