اوه اوه چه‌همه گرد و خاک؟ عمراً بتونم از پس تمیز کردن‌ش بربیام اونم دست تنها، حالا دست تنها که هیچ حساسیت به گرد و خاک‌م رو چه کنم؟

والا خیال هم ندارم وایسم به تمیز کردن‌ش، اومدم یه چیزی از تو انباری بردارم گفتم یه سر به اتاقای خونه زنم ببینم چه خبره.. خونه که چه عرض کنم بیشتر شده شبیه خونه‌ی ارواح، آدم خوف برش می‌داره، جرات نمی‌کنه پا توش بزاره.. ماشالا هیچی هم که ازش نمونده، نه لینک وبلاگا نه اون لوگوی قشنگ اهدایی از طرف مریم (مریم اگه اینجا رو خوندی، دخترم یه نیگا بنداز ببین چه بلایی اومده سرش، قربونت دستت ننه :ی)

همینا دیگه

فعلنی